گاهی دلم می خواهد نگارش کنم آنچه را می بینم، می شنوم، ویرایش کنم تاثیراتی که بر روح و روان جسمی وامانده خودنمایی می کنند، و سازش کنم با جوهر و قلم، اصلاح کنم متن های نویسنده نماها را اگر شده با یک کاما یا علامت تعجبی که زیاد متحیرم، چرا که در دبستان شرط، قبولی بود نه نهادن درس به تبصره !
هنوز نمی دانم این اساتید چگونه جمله می بندند، در حالیکه دو فعل دارد !!
روزگاریست دموکراسی که طبیعیست جمله ها دارای چند فعل باشند! شعارهایی که در قالب آرمان به خورد ملت می دهیم، حیف است که سراسر فعل نباشند، چنانچه هستند !
به قول یکی از وبلاگ نویسان همچنین یکی از کاربران سایت همتبار (آهستان)! "خب کاریش نمی شود کرد"
براستی کاریش نمیشود کرد، چنانچه آنقدر آزادی داریم که در هر زمینه ای انتقادی بکنیم !
می خواهم از قید و بند نگارش خارج شوم، شما آزادانه بنویسید، من آزادانه بیندیشم، هر چند غلط املایی داشته باشم ! بهتر است از سکوت بهر آنچه در ذیل خواهیم گفت:
مقدمه:
من یک اصولگرا می باشم.
پایان مقدمه
1_اصولا در این دوران دموکراسی اگر شما بخواهید به عنوان نگهبان یک توالت هم استخدام شوید، از شما تحقیق به عمل می آورند (همان سوپیشینه)، سعی دارند بدانند طرف، قبل ها چه اغلاطی (ج غلط) کرده و چه اگواهی (ج ...) خورده است و یا چه آفرین هایی کسب نموده !!
چه برسد به سمت وزیری !! چه 10 سال قبل، چه 50 سال قبل !
احسن! بحثمان سر "وزارت" جناب "محصولی" و نامه همسر شهید باکری در مخالفت با ایشان است. اخیرا همسر محترم شهید باکری، نگین جبهه ها، در نامه ای پیشینه ی جناب محصولی را برملا کرده و مخالف وزیر گشتن محصولی شده است.
2_بهتر است نویسنده های شدیدا محترم قبل از نوشتن اراجیف، ببخشید، قبل از نوشتن مطالب خود، منابع مرتبط را به دقت مطالعه نمایند!
مثلا (چون در مثال مناقشه نیست) متن های زیر را با هم مقایسه کنید:
آهستان از زبان همسر شهید باکری در مخالفت با محصولی (همراه با تحلیل -به سخره گرفتن- جناب آهستان)
"....آنهم به اين دليل كه فلاني 30 سال پيش در فلانجا مسئول بوده و با شهيد مورد نظرمان رابطه خوبي نداشته!" و تحلیل(به سخره گرفتن) جناب آهستان: "جرم و جنايت از اين بالاتر؟ آنوقت آدمهايي كه خودشان به اندازه موهاي سرشان در اين 30 سال رنگ عوض كردهاند و مدعي هستند كه معيار قضاوت، رفتار حال انسانهاست، دوست دارند گذشته كسي را بخاطر خاطرات امروز همسر يك شهيد نبش قبر كنند!..."
و اینگونه تحقیر می کنند ناله های همسر شهیدی را.
و اما همسر محترم شهید باکری واقعا چه گفته اند:
"بسم رب الشهدا و الصدیقین
....حمید در تمامی درگیری ها....حضوری فعال داشت و فرمانده عملیات سپاه بود تا اینکه از طرف عده ای محدود متهم به منحرف بودن شد، عده ای از افرادی که این اتهامات را وارد می کردند، هم اکنون در دولت نهم در مصدر امور هستند، از جمله جناب آقای صادق محصولی که بعد به سمت فرماندار ارومیه و مسوول منطقه 5 سپاه منصوب شدند. با جوسازی و ایراد اتهامات این قبیل افراد شهید حمید بعد از بازگشت از جبهه آبادان در اسفندماه سال 59 مجبور به استعفا شد. .....
تا اینکه آقای محصولی وقتی مسوولیت سپاه منطقه 5 را عهده دار شدند حکم عزل آقا مهدی را از فرماندهی لشگر عاشورا صادر کردند. حمید می گفت حتی کمک های مردمی را به لشگر عاشورا نمی فرستادند صرفاً به دلیل اینکه باکری ها آنجا هستند."
و اینها گفته هایی هستند که برای بعضی ها تنها خاطره می باشند !!!!
قبل از خواندن ادامه ی متن، لینک زیر را باز کنید و همراه با گوش دادن به شعر، ادامه متن را بخوانید (البته در صفحه ی جدیدی بازش کنید که این صفحه بسته نشود)
http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=audiodefinition&UID=77360
آری آهستان و تمام آهستانی ها، تعصب انسان را کور و کر می کند، حداقل جوری می کند که اراجیف بنویسد!
خب بگزارید بگویم بنده به چه چیزهایی اراجیف میگویم !
اراجیف متنیست که در آن بنویسیم:
"انسانهایی که یکدفعه یاد خون شهدا می افتند" !!!
چند سال داری؟ شما هر سال فقط سوم خرداد یاد شهدا می افتی یا همسران شهیدانی که 30 سال است در نبود یار زندگیشان با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند؟ یاد همسر شهید همت می افتم که در خیالات با شهید می گفت که رفته ای و به مقصودت رسیده ای و حالا منم و این بچه ای که تب کرده !!
خدا می داند چه مشکلاتی داشتند ....... یاد شعر مرحوم سپهر می افتم ....
غیرتیا ! یه بار گفتم مامان جون، این آقا بقالیه، با طعنه گفت تو خونه، جای بابات خالیه !؟
تا حرف من تموم شد، با دست تو صورتش زد، با گریه گفت ای خدا !! بی شرفی تا این حد؟؟؟
....
مرتضی جون می دونم زنده ای و نمردی، بعد خدا و آقا ما رو به کی سپردی؟
تویی که نام اصولگرایی را انتخاب کرده ای سالی یک بار یاد شهدا می افتی یا همسری که اصول گرایی یا پایه ریزی کرده !! آری شهید زنده است، مخصوصا نامش در جامعه دموکراسی؛
جالب است همسری که ۲۰ سال با نداری و فقر فرزندان شهید را با این وضع جامعه بزرگ کرده است، سالی یک بار فقط یاد شهدا می کرد، ولیک جناب محصولی با هواداران .....ش هر روز !!!!
سالانه پول ها جهت پیشبرد اهداف خود در بزرگداشت ها، گرامیداشت ها، ..... و .... و پوستر زنی ها از بیت المال خرج می کردند اما همسر شهیدی با ۲۰ هزار تومان ماهانه، اجاره خانه می داد !! آقای محصولی آن زمان مشغول عبادت بودند یا یاد کردن از شهدا؟ با این دارایی شان که فقط گفتند جلسه ای شد و نمایندگان قانع شدند که دزدی نبوده !!
حالا فهمیدی چرا همسر شهید رجایی اعتراض می کرد به احمدی نژاد؟
چند وزیر عوض کرده ایم؟ یکی تجربه نداشت، یکی اعتماد نداشت، یکی ایمان نداشت، یکی پافشاری نداشت، یکی .... و این آخری هم مدرک نداشت !
البته جدیدا پیشرفت کردیم، وزیری جایگزین کردیم که خیلی چیزها "دارد" ! پول دارد، دارایی دارد، نصف مجلس مخالف دارد، هوادار دارد، تازه مدرک هم دارد ! دیگر چه میخواهید از یک وزیر؟
جناب آهستان !
اتل متل یه مادر ! خیلی چیزا میدونه ! از بازیه زمونه
اي كه در اين حوالي - غربت مارو ديدي
صداي نالههاي - مادرمو شنيدي
دست رو گوشات گذاشتي - چشماتو خيره كردي
زل زدي به مادرم - فكر كردي خيلي مردي؟
جناب محصولی !
اگه بابام نبودش - هر چي داشتي ميخوردن
مال و منالت كه هيچ - مادرتم ميبردن
آری اینها سخنانی هستند که برای بعضی ها فقط "خاطره" به شمار می روند !
آنهایی که ارزش دادن به شهید را در نصب پوسترش خلاصه کرده اند، آنهایی که دم از شهید می زنند چونان که مهر سکوت بر لبان خانواده ی محترم شهید می زنند.
موسی قربانی (عضو هيات رئيسه مجلس) حرف جالب و مزخرف تری هم زده است
گفته چون همسر باکری سال ها پیش ازدواج کرده، نمی توان اختلاف نظر او با محصولی را ملاک رای نمایندگان قرار داد !!!!!!! پس نتیجه می گیریم ملاک حرف حق، ازدواج نکردن است !!! چنانچه ازدواج کنی دیگر کسی به حرفهایت گوش نمی دهد، دیگر کسی یادی از باکری نمی کند ! دیگر برای کسی مهم نیست دغدغه های شهید باکری !!! دیگر برای کسی مهم نیست که این تیم چقدر ضربه به باکری ها زده اند !
این شخص فوق العاده متفکر اضافه نموده است (همچنان تمام سخنانش) که:
محصولي از ابتداي تشكيل سپاه آذربايجان در بدنه سپاه حضور داشتند و وي سپاه اين استان را تصفيه كرد كه بعدا از دل همان سپاه، جمعي از اصلاح طلبان خارج شدند.
واقعا چه لطفی در حق ملت ایران کرده اند !! واقعا دموکراسی را می بینید؟ یک اصلاح طلب، وزیر یک دولت اصولگرا می شود !!!! دست دست سووت بلبلی .......
آری چه خوش گفت: از آب گل آلود کردان، محصولی بیرون آمد !!
یه روز به هم می رسیم، بازی داره زمونه
گریه های مادرم ، یقتونو میگیره
نامه همسر شهید باکری: http://www.fararu.com/vdcgwt9q.ak9ux4prra.html
همسر شهید باکری: به محصولی رای ندهید http://www.shahabnews.com/vdcc.mq4a2bqmola82.html
مشاهده فیلم انتخاب محصولی به وزیری – جنجالی
http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=66534
خواهر شهید باکری: دیگر طاقت سکوت ندارم
http://www.shahabnews.com/vdch.vnxt23nvxftd2.html
و بالاخره متن جناب آهستان در وبلاگشان ! http://ahestan.wordpress.com/2008/11/14/martyrs-against-ahmadinejad/
و در همتبار http://www.hamtabar.ir/news2.php?id=87